۱۷ فروردين ۱۳۹۰

نصرت خانم مادرم و نوروز

رنگ آسمان را دیده ای ، شنیده ام که آسمانش تلخ بوده . خدایا از که شنیدم ؟ از تو ، از تو که به شیرینی گفتار شهره ای. این تلخی از کام تو بود که بر جانم نشست ؟ 

به من گفته اند که در مسیر قدمهایت باید فشرده شوم باید سخت گیرم بر جان خود،  تا نتوانی آزارم کنی . راستی به تو گفته اند که در تند باد عاشقی هر چه بیشتر وزیدن کنی ، بیشتر خواهی چشاند، طعم شیرینش را ؟  این خاصیت عشق است . که  گر نسوزاند عشق نیست.

عکس از نمایش نصرت خانم مادرم و نوروز به نویسندگی و کارگردانی امیر دژاکام

و اینجا بقیه عکسها

ملیحه [ ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ ]

خدا قوت/
عکساتون عالیییییییییییییییییییه/
هرکدوم یک دنیا حرف برای گفتن دارن....


ali [ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ ]

زیاد تو این فتوبلاگ نیامدم ولی بانظر دوستان موافقم یکمی این فتوبلاگ سوت و کوره


گلریز [ ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ ]

اینجا چقدر سوت و کوره... از صاحب محترم این فتوبلاگ ارزشمند خواهشمندم در اسرع وقت اقدام به نوسازی این مکان نمایند. با تشکر...


samira [ ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ ]

روزگاری است که دل چهره ی مقصود ندید
ساقیا آن قدح آینه کردار بیار...


26 مارس در http://26marchdarparis.wordpress.com/ [ ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ ]

وقتی کسی که دوستش داری، کسی که در زندگی ات نقشی داشته، می رود، می میرد و دیگر نیست، همه چیز دگرگون میشود؛ چه بخواهی چه نخواهی می ماند. آن چه به جا می ماند، کتاب ها هستند و نامه ها و عکس ها. یادها و اندوهی چاره ناپذیر و گاهی هم در گوشه ای، خیابانی، کسی را اشتباهی به جای او می گیری و به دنبالش می دوی..
یک نفر گفته : آدم باید بلد باشد مرده هایش را دفن کند.


احسان عباسی [ ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ ]

مدت‌ها بود نظر نگذاشته بودم. اما خب پیگیری می‌کردم. این هم کار جالبی شد.
راستی خوشحال می‌شم نظر شما و باقی بازدیدکننده‌ها رو در مورد این سوال بودم، اینکه چرا عکس می‌گیریم!:
https://spreadsheets.google.com/viewform?hl=en&formkey=dFB6cXh1YjFiRzAyZW05SkZDTWRoTVE6MQ#gid=0


تردید [ ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ ]

این عکس هم مثل من پر از سوال !!!


Golriz [ ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ ]

خوشحالم که این بار عکستون، نوشته تون، حس و حال دیگه ای داره..... شوری که تو این عکسه، این شعله های درخشان، اون هاله ی آبی رنگ، از یادم نمیره.


صابر [ ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ ]

بعد از مدت هاااا سلام.
عکستون انقدر عالیه که هدیه میدمش به خودتون و میگم که تولدتون مبارک :)


بهناز [ ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ ]

من هم از بقیه عکسها بیشتر خوشم آمد. اینجور نوشته های تلخ هم خوبه، اما فقط گاهی. چون اگه ادامه داشته باشه، دیگه به چشم نمیاد و فقط تکراری میشه... شاید گاهی با گفتن یه جمله امیدوارکننده به کسی، غم خودمون از بین بره.


مکث [ ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ ]

بقیه عکس ها رو هم دیدم. چرا این یکی اینهمه فرق داره با بقیه؟؟؟؟.... اصلا نوشته زیر عکس بهتر بود. قشنگ تر بود ، اما گفته ها رو زیاد جدی نگیر عکاس باشی. جهان پر از صداست و پر از گفته...به گفته های درون خودت توجه کنی بهتره.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1131045