۰۸ اسفند ۱۳۸۸

جشنواره بیست و پنجم موسیقی - 1

جشنواره بیست و پنجم موسیقی آغاز شد .

و اولین شب آن با یک اتفاق بسیار نادر، همراه . 

استاد موسیقی فلامنکو خوان مارتین که سالهاست کتابهای آموزشی وی جزیی از برنامه های هنرآموزان گیتار به شیوه فلامنکو میباشد، سر از تالار بزرگ وزارت کشور در آورد و به شخصه بسیار متعجب شدم . 

نکته قابل اهمیت اینکه شیوه جدیدی در برنامه عکاسی از جشنواره اتخاذ شده که در نوع خود بسیار جالب توجه است . هر عکاس فقط میتواند یک ربع از ابتدا و یک ربع از انتهای کنسرت را عکاسی کند. چرا ؟ بنده که نفهمیدم.

و بعد، ردیفی که برای خبرنگاران در نظر گرفته اند ردیف هفتم سالن است که این هم در نوع خود شاهکاری است. هزار تا کله بزرگ و کوچک وسط ماجرا میبینی که یکی با موی سیخ ، یکی بدون هیچ مویی، یکی با کلاه ، یکی با دستار و ... از همه وحشتناک تر که شاید باور نکنید اینکه دقیقا در حین اجرای یکی از  توکه های بسیار مشکل موسیقی، مسئول سالن با داد و فریاد میخواست دو نفری را که اشتباه نشسته بودند ، از بین هشتصد نفر بلند کرده و به جای اصلی برگرداند تا دو نفری را که وسط برنامه تازه از راه رسیده بودند( با یکساعت تاخیر) جای آنها بنشاند. از همه مسخره تر اینکه سه نفر آنطرف تر بیست تا جای خالی بود. او در انجام این کار با صدای بلندتوجه همه را به خود جلب نموده بود. خلاصه اینکه با گرفتن سه یا چهار فریم عکس، دست خالی با لب لوچه های آویزان، بازگشتم .

مریم [ ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ]

دوم این که دلیل گذاشتن محدودیت در زمان عکاسی اینه که صدای شاتر دوربین میتونه تمرکز نوازنده رو پرت کنه و تمرکزش رو به هم بزنه. ولی نکته این جاست که این مساله جایی باید رعایت بشه که همه چیز رو نظم و سر جای خودشه. نه تو سالنی که مسوول خود سالن تماشاچی رو با یک ساعت تاخیر راه میده و تازه سر و صدا هم راه میندازه که این تماشاچی محترم اهل فرهنگ و هنر و موسیقی رو دقیقا رو صندل خودش بنشونه (چون نظم و قانون باید حتما اجرا بشه و لا غیر !!!!!!!1)


جزیره در کهکشان [ ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ ]

درود . . . دست خودمان نیست . نوای بلند شده از دستگاه موسیقی خوان به گوشمان خوش نمیاید . دست خودمان نیست . دوستش نداریم . نه خودش . نه هیاهوی کنارش و نه باقی سالاد فصلش را .


گلریز [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

استاد هر چند سال یک بار سری به این سرزمین عجایب میزنن تا هر بار بیشتر از قبل به زندگی در کشورشون امیدوار بشن و بخاطر این نعمت بزرگ شکرگذار خداوند باشن... من که کلی خجالت کشیدم.


احسان عباسی [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

عکس را دوست دارم. در سبک و سیاق خودتان است. در مورد ناهماهنگی که فرمودید باید بگویم ایران است، جز این باشد تعجب‌آور است!


صابر [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

مرسی از نقد ملایمی که کردید.
بنده یک بار برای یک اجرا رفتم تالار و
وقتی شما دست اندر کاران اجرا رو ملاحظه
بفرمایید متوجه میشید که چه سرنوشتی
در ادامه خواهید داشت.
و یه چیز دیگه ای هم که هست اینه که اون سالن
به هیچ وجه برای خواندن و اجرای موسیقی مناسب نیست.
از همه بگذریم و به عکس نگاه کنیم.مرسی


زهرا باقری شاد [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

چقدر قشنگ! این استاد موسیقی هیچ وقت اینطور در تاریکی فرو رفته ؟ خیلی چیزها هست الان توی ذهنم درباره ارتباط این عکس و حضور این استاد در اون سالن ! و اون شیوه برگزاری مراسم که شما توصیف کردید ...می نویسم اما اینجا نه...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ : با سپاس جهت اطلاع دوستان وبلاگ خانم باقری http://maks1359.persianblog.ir/


سینا رازانی [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

ای بابا چه زشت . اتفاقی که افتاده رو میگم . معلومه که فکرت خراب شده و دیگه از اون تصویرهای همیشگی هم خبری نیست. هر چند من معتقدم تو در نمایشهای بسیار بد هم خوب عمل میکنی. شب هم که با میلاد پیامی میرفتید ، هر چی صداتون کردیم نشنیدید.


ریحانه [ ۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ]

من دیشب این اجرای زیبا را دیدم . و متاسفانه این اشکالات و چیزهایی بیشتر از این را هم دیدم . به نظرم فضای خیلی بدی را با آن بیسیم ها و لباسهایی که مثل گارد ویژه میماند بوجود آورده بودند . از خودم خجالت کشیدم که پنج سال قبل که خوان مارتین به شیراز آمد. با استقبال سه هزار نفری مواجه شد و امسال به لطف دولت نهم حتی سالن وزارت کشور را هم نتوانست پر کند. تازه با این بی برنامه گی که بخشی از اون رو نوشتید و بخشی رو بخشیدید. ممنون


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1606382