۱۰ دى ۱۳۸۸

و شمع هایی که روشن خواهند شد

البته که این عکس تئاتر نیست . اما بچه هایی که تئاتر میبینند بارها روی این نیمکتهای سیمانی محوطه بیرونی تئاتر شهر  نشسته اند. نیمکتهای سیمانی سردی که گاهی خیلی گرمه وبعضی روزها بینهایت داغ . اینجا تئاتر شهره . چهار شب قبل .
جزیره در کهکشان [ ۱۲ دى ۱۳۸۸ ]

راستی ماها رامنه و مسیحی هم داریم ها یه عکس از درخت کریسمس هم میذاشتید :)


میخک سفید [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

تو این فکرم ، واقعا این شمع های خاموش توی عکس چه دنیایی دارند برای خودشون ؟!!!!


جزیره در کهکشان [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

دست خودتونه ؟


نوید [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

من خیلی سبز و سفید و زرد نیستم اما عکس خیلی جذاب و گیرایی شده تازه تاثیر گذار هم هست.


sara [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

چرا نوشتید تئاتر نیست؟ این بزرگترین و با شکوهترین نمایش تاریخ ایرانه . عالی بود .


Lili [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

اینهمه شمع روشن به آدم امید میده.


احسان عباسی [ ۱۱ دى ۱۳۸۸ ]

این عکس فوق‌العادس! در واقع اول که دیدم کمی مکث کردم که خدایا این هم تئاتره؟!
اما واقعاً معرکه‌س! روح آدم رو جلا میده و خیلی چیزهای دیگه!


Golriz [ ۱۰ دى ۱۳۸۸ ]

ببخشید که کامنتم تکراریه... ولی فقط میتونم بگم... یک دنیا ممنون ...


محمدرضا [ ۱۰ دى ۱۳۸۸ ]

نبسته ام به کس دل. نبسته کس به من دل. چو تخته پاره بر موج. رها رها رها من ... این عکس، ...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1526719