۱۷ آبان ۱۳۸۸ نمایشگاه عکس سعدی افشار

نمایشگاه عکس از پرتره سعدی افشار بالاخره دیروز ( شنبه شانزدهم آبان) در سالن استاد انتظامی خانه هنر مندان افتتاح شد. کاری تیمی به بهانه تجلیل از اخرین بازمانده نسل سیاه بازان حرفه ای کشور ، سعدی افشار .

این عکسها کاملا متفاوت از نگاه شخصی ام به مقوله عکاسی تئاتر است . در این نمایشگاه بیشتر به استاد افشار فکر کرده ام و چیزی که در عکسها نمایان است فقط اوست .

با توجه به برنامه فروش عکسها و توجه به این نکته که هر کدام از آنها به جایی منتقل خواهند شد ، اجبارا تمام عکسها، پرتره انتخاب شده اند . چاپ عکسها با دقت و وسواس انجام شده و کل پروژه ، بصورت تیمی به اجرا در آمده است . نمایشی با الهام از بازیهای سیاه در کنار عکسها ، بصورت پرفورمنس اجرا میشود . این نمایش بازی 40 نفر از بازیگران جوان است که بصورت سیاه وارد معرکه شده و علاوه بر اجرا گروهی با تماشاگران هم ارتباط برقرار میکنند . این بخش بین ساعت 17:30 تا 18:30 اجرا میشود . طی دو شب اجرا چند نفر از عکسان علاقمند از برنامه عکاسی کرده اند که از این بین عکس آقای امیر صادقی را انتخاب کردم که میبینید.

عوامل اجرایی: مجری طرح شرکت طرح نو- مجله سینما تئاتر

مدیر اجرایی : دکتر مهران فرهادی

برنامه ریز: فرزین 

گرافیک و ادیت عکسها : افشان میرزایی

موسیقی : کاوه کاتب 

ناظر چاپ : سهیل سلطانی

خوشنویسی زیر آثار : استاد حیدری از اساتید انجمن خوشنویسان ایران

ضمنا جناب سعدی افشار هر روز از ساعت 17 تا 19 مهمان برنامه هستند .


ایمان [ ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ]

جناب موسوی خسته نباشید از بین مطالب اینتر نتی نمایشگاه سعدی افشار یک پست از وبلاگ کلبه بارونی نظرم رو جلب کرد که برایتان میگذارم . موفق باشید . http://booyebaroon7.blogfa.com/post-764.aspx


جزیره در کهکشان [ ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام به نمایشگاه آمدم . از میان کارها عکسی رو دوست داشتم که از زاویه ی دید بالا (یه جوری های انگل ) گرفته شده بود ...انگار دو نفر روی پنج خط حامل ایستاده بودند . خسته نباشید . *یک نفر به من گفت :" دوستت رو معرفی نمیکنی ؟" گفتم :" ایشون فلانی هستند" یک نفر ادامه داد :" با چه اسمی کامنت میگذاره؟" گفتم :" بیشعور کامنت نمیذاره" یک نفر گفت :" اتفاقا با شعوره که کامنت نمیذاره" لطفا ببخشید ما بیشعور نیستیم . :)


مجهول الهویه [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

من نزدیک ظهر به تماشای عکسهای شما آمدم و نمایشگاه خیلی خوبی بود . راستی این درسته که در نمایش جدید خانم عاطفه تهرانی با ایشان همکاری دارید؟


بهادر [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

شب گذشته مصاحبه شما با رادیو را گوش میدادم که هوس کردم حتما از نمایشگاهتون دیدن کنم . و امروز تا ساعتی کماکان لذت حضور در نمایشگاهتان در وجودم برقرار بود . ممنون از اینهمه حس .


گلریز [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

بینهایت از دیدن عکسها لذت بردم. لذتی فراتر از دیدن چند عکس زیبا. امیدوارم همه ی کارها به بهترین شکل پیش برود تا سیاه شهرمون دوباره دل شاد و سلامت بشه. نیت کار فوق العاده تحسین آمیزه. موفق باشید جناب موسوی.


abolfazl nesaii [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

رضا جان خسته نباشی نمایشگاه خیلی خوبی بود


جویان [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام ، با خوندن کامنت ی.ح ناخودآگاه یاد نوشته های عکی قولنج افتادم،یه بار دیگه اونارو خوندم تا ببینم که جدا قصه از کجا شروع شد و با اجازتون چند خط از اونارو اینجا هم آوردم: "به عشق و یاد شیرینی ها و تلخی های آقا سعدی که از سالهای دور در ذهنم باقی بود به دیدن نمایش قولنج رفتم . پیر شده بود . سیاه شهرمان خسته بود . شب تولدش هم بود اما بیحال بود . ولی بازی میکرد خوب هم بود خیلی خوب ، همه میخندیدند گاهی حتی خودش هم به کارها و کلمات خودش میخندید.در تمام زمان اجرا دوربین از جلوی چشمم پایین نیامد و هیچکس نفهمید تنها کسی که آنشب در سالن گریه میکرد من بودم . با تمام وجود آرزو کردم که باز هم روی صحنه حاضر باشد . تا سالهای سال "....بعد از خوندن این نوشته احساس کردم خودتون به نوعی آرزوتون رو برآورده کردید و یاد این استاد رو جاودانه.


ی.ح [ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ]

افسانه ای بود آغاز، انجام قصه ای دیگر شد...تو این روزها که گردش تند زمین، شبانه روز رو کوتاه تر کرده و آدم ها کمتر فرصت پیدا میکنند نیت ها و خواسته هاشون رو عملی کنند؛ خیلی خوشحال کننده هست که میبینم برقراری این نمایشگاه عملی شد.امیدوارم با هرچه بهتر برگزار شدن این برنامه، خستگی این روزها از تنتون بیرون بیاد.


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
113318