۲۵ شهريور ۱۳۸۸

باغ شکر پاره

باز هم بعضی از خدا بی خبران هی تهمت میزنن که برخی از مردم فرهنگ تئاتر دیدن ندارند . چه حرف بی ربطی !

البته قبول دارم که مثلا بعضی ها در سالن تاریک با هم حرف عاشقانه میزنند یا مثل امروز در تماشاخانه ایرانشهر و درست وسط  یکی از لحظات حساس نمایش پاکت چیپس با طعم زولبیا بامیه باز میکند خش و خش ، و یا آنقدر دیر به سالن میرسند که باید با هزار تا التماس وارد شوند و تازه برای پیدا کردن جای نشستن ، ده نفر را هم لگد کنند و بعضی ها هم پا در کفش ما کنند و  یک دوربین از تو کیفشان دربیاورند  آه ه  و  با فلاش بزنن تو چشم بازیگر و شب بیاورند روی سایت . . . بگذارند و هفته بعد هم از فلان انجمن جایزه یک عمر تلاش بی وقفه مزاحمت در سالنهای نمایش را بگیرند

اما انصافا تئاتر برو های فهیمی داریم که نمایش باغ شکر پاره را یک ضرب سه ساعت تمام ، تماشا میکنند و وسط کار سالن را ترک نمیکنند . این را به دوستی گفتم ، و در جوابم گفت : شاید خوابشان برده ، چون خود من هفته قبل تو اتوبوس تهرانپارس انقلاب یکساعتی خوابم برد سالن نمایش که شرایطش از اتوبوس بهتره !

گلریز [ ۲۵ شهريور ۱۳۸۸ ]

چیپس، تو سالن تئاتر، اونم با طعم زولبیا بامیه؟! به لگدمالیها و زمزمه های عاشقانه ی تماشاگرنما ها و البته صاعقه های تولیدی عکاس نما ها عادت کردیم ولی این یه مورد واقعا ً نمیگنجه! بگذریم...! به نظر میاد این عکس از دید تماشاچی نمایش باغ شکر پاره است... آخرین لحظاتی که چشمها باز هستند و سر در حال افتادن است و... خروووپوووف!!!


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1238925